محمد حسين بن محمد هادى عقيلى علوى شيرازى

679

مخزن الأدوية ( ط . ج )

و از گل آن به دستور روغن گل سرخ و ادهان ديگر ترتيب دهند جهت رفع برودت بدن و رياح مؤثر و در ساير افعال كماذريوس مانند كمافيطوس است . مقدار شربت آن : سه درم و در مطبوخ تا هفت درم . مضر امعا ، مصلح آن كثيرا . بدل آن : به وزن آن سيساليوس و ربع آن سليخه و نزد بعضى عروق غافث و سليخه است و اسقولوقندريون نيز گفته‌اند . كماشير به ضم كاف و فتح ميم و الف و كسر شين معجمه و سكون ياى مثناة تحتانيه و راى مهمله لغت فارسى است . معرب آن قماشير و به يونانى لوفطيون نامند . در ماهيت آن اختلاف است بعضى صمغ كمات و بعضى صمغ نباتى بدبو و بعضى صمغ هندى شبيه به جاوشير و بعضى صمغ نباتى شبيه به جاوشير و بعضى صمغ كرفس جبلى كه تخم آن فراسيون است شبيه به جاوشير و بعضى شبنمى تيز و تند شبيه به جاوشير دانسته‌اند و بالجمله در صمغيت آن اتفاق است و بهترين آن زرد تندبوى تازه آنست و در قوّت اقوى از جاوشير . طبيعت آن : در سيّم گرم و خشك و در دويّم نيز گفته‌اند . افعال و خواص آن : * اعضاء الغذاء و النفض * مسهل زرداب و دافع استسقاى لحمى و زقى و مدر بول و حيض و مسقط جنين و به دستور حمول آن با صمغ عربى و محلل صلابات شرباً و ضماداً . مقدار شربت آن : از يك دانگ تا نيم درم . مضر ريه ، مصلح آن كثيرا است . كمافيطوس به ضم كاف و ميم و الف و كسر فا و سكون ياى مثناة تحتانيه و ضم طاى مهمله و سكون واو و سين مهمله . لغت يونانى و به يونانى الاصل خامانيطس نامند به معنى صنوبرالارض و بعضى گفته‌اند به معنى مفروش بر روى زمين است و اصح است و به سريانى زرعا و كرفشا و به فارسى تخم كرفس رومى و به شيرازى ماش دارو و به لاطينى آبى كه و به فرنگى جوده و به هندى ككرونده نامند . ماهيت آن : ديسقوريدوس گفته‌اند از نبات مستأنفه‌ايست كه هر سال تازه مىرويد و اصناف مىباشد صنفى از آن را نبات بلند نمىشود و گاه برگ و شاخ آن مىدود بر روى زمين و شاخ‌هاى آن مايل به سرخى و برگ آن شبيه به برگ صنوبر و حى العالم و صغير و مزغب و كثيف ضخيم و تلخ با اندك قبوضت و حرافت با رطوبت چسبنده و بوى آن شبيه به بوى درخت صنوبر و گل آن باريك و زرد و تخم آن از تخم كرفس كوچكتر و بيخ آن سفيد و از ثور تا سرطان مىماند و قوّت آن تا ده سال باقى است و صنف ديگر را نيز شاخ‌ها به قدر يك ذرع شبيه به اذخر و شعبه‌هاى آن باريك و گل آن شبيه به صنف اول و برگ و تخم آن سياه رنگ و در بو شبيه به بوى صنوبر نيز و صنفى ديگر را نر نامند ساق نبات آن خشن و سفيد و شاخ‌هاى آن باريك و برگ‌هاى آن كوچك و باريك سفيد مزغب و گل آن زرد كوچك و رايحه اين نيز شبيه به رايحه صنوبر و قوّت اين دو صنف قريب به اول و از آن ضعيف‌تر و جالينوس گفته كمافيطوس شاخ‌هاى آن باريك سبز و برگ آن مانند برگ مرو و گل آن سرخ و در ثور مىرويد و در سرطان به كمال مىرسد و قوّت آن تا ده سال مىماند و تلخ آن بهتر از حاد حريف آنست و صاحب اسرار الطب گفته آن را به يونانى حرشف نامند و شاخ‌هاى آن باريك و برگ آن منبسط بر روى زمين و گل آن سرخ مايل به سياهى و با قبوضت و حرافت و تخم آن زرد و بعضى گفته‌اند تخم كرفس رومى است و بعضى گفته‌اند طرخون رومى و يا هندباى رومى است و رنگ آن بنفش و در آخر تخم آن فراسيون مىشود و بهترين آن تازه برّى آن . بعضى گفته‌اند بهترين تازه بستانى تند بوى آنست و مستعمل از آن برگ و شكوفه و تخم آن . طبيعت آن : در اول دويّم گرم و در آخر آن خشك و در دويّم گرم و در سيّم خشك نيز گفته‌اند . افعال و خواص آن : مفتح سدد و منقى و جالى اعضاى باطنى و بلغم غليظ و جلاى آن زياده از گرمى آن . * اعضاء الغذاء و النفض * مفتح سده كبد و طحال و با قوّت مسهله و مسهل بلغم غليظ و از اكبر ادويه طحال است و جهت امراض آن اعضا و استسقا و يرقان اسود و تحليل رياح نافع چون هفت روز متوالى بنوشند و مفتح سده رحم و مدر بول و حيض و رافع عسر البول و جهت اوجاع گرده و شكاف عضل و بواسير مفيد و حمول آن با عسل منقى رحم و مخرج جنين و آشاميدن برگ آن با شراب هفت روز جهت يرقان و با توبال النحاس و راتينج مسهل عظيم زرداب و منقى رحم از فضول . * آلات المفاصل * آشاميدن دو مثقال آن با آب انجير مطبوخ جهت تنقيه معاى غليان نافع و آشاميدن آن با عسل جهت تنقيه اعصاب و عرق النساء و وجع ورك و نقرس و مداومت آشاميدن آن تا چهل روز با ماء العسل كه با آب باران ساخته باشند و يا با عسل و آب باران جهت عرق النساء و درد كمر و گرده و مغص و ادرار بول و حيض و آشاميدن مسحوق آن با انجير با دانه سرشته مسهل . * الجروح و القروح * ضماد آن با عسل التيام دهنده جراحات و قروح عفنه كبار و ملصق جراحات تازه . * الاورام و البثور * ضماد آن با آرد جو جهت تحليل ورم پستان و تحليل صلابات و با عسل جهت منع